
![]() |
![]() |
این نوشته از سوی یک دو جنسه ارسال شده است و بنده هیچ مسولیتی در قبال این نوشته ندارم
اول بدونین که دو.جنسه ها یا ترا.نسکسو.ال ها افرادی هستند که از نوعی اختلال هورمونی رنج میبرند . بدین صورت که با یه اختلال کوچیک در کروموزوم XY شون به حالتی میرسن که نه میشه بهشون گفت مرد و نه زن که اصطلاح لاتینش میشه s.h.e.ma.l.e . یعنی به این صورت که ظاهر اینها رو اگر کسی نگاه کنه فکر میکنه زن هستند ( بماند که برخیشون حالت فی مابین زن و مرد رو دارن و چهره های خاصی که اگر کسی مطلع باشه میتونه بفهمه حالتش رو ) و نیمتنه بالایی اونها همانند بدن زنان ظریفه و حتی با س.ینه هایی کاملا عادی ولی قسمت نیم تنه پایینشون مردونه هست و با آ.لت مردانه که در بعضی به صورت یه زائده کوچیک هست و در بعضی به صورت آلت کامل مردانه با تمامی متعلقاتش ! مورد اولی از رابطه جنسی هیچ استفاده ای نمیتونن ببرن که این خیلی ناراحت کننده هست و فقط میتونن به صورت مفعول واقع بشن که خب اونم تحت شرایط خاصیه که به روحیات درونی اون فرد بستگی داره . مورد دوم ولی میتونن یه رابطه جنسی کامل داشته باشن به صورت فاعل ولی تحقیقاتی که روی این گروه انجام شده و کاملا مستنده نشون داده که اکثر این افراد به رابطه با غیر همجنس خودشون ( با زن ) علاقه ای ندارن و دوست دارن یا با TS های دیگه رابطه داشته باشن یا با مردان که خب این هم در اثر شرایط خاص روحی و روانی این افراد هست . نوع خاصیشون هم هستن که هیچ آلت خاصی ندارن و فقط یه روزنه برای دفع ادرار دارن که این خیلی نادره ولی وجود داره .
این حالت خاص چون در افراد خاص هم هست میتونه با هورمون درمانی ( تزریق یا مصرف هورمون های بسیار قوی مردانه برای اونایی که میخوان مرد باشن (جالبه که از هورمون اسب برای این منظور استفاده میشه ) و زنانه برای اونایی که میخوان زن باشن ) و آخر سر عمل جراحی بهبود پیدا کنه ولی قدر مسلم معلومه که هیچ گاه نمیتونه مثل فابریکش در بیاد و بالاخره مشکلات خاص خودش رو داره و یه دو سالی هم هست که عمل این افراد از طرق آقایون عظام تایید شده و وامهایی بهشون تعلق میگیره ( چون خرج عمل بالاست اونطور که من شنیدم حدود 20 تا 25 میلیون تومان ) و میتونن تغییر جنسیت بدن به مرد کامل یا زن کامل هر طوری که خودشون دوست داشته باشن و بخوان .
چیزی که این وسط اصلا بهش توجه نشده جایگاه این افراد در اجتماعه به این صورت که
اجتماع به نوعی اینهارو پس زده و همه به چشم هرزه به این بنده های خدا نگاه میکنن و اونطوری که یکیشون تعریف میکرد میگفت که هر جا میرفته دنبال کار و میگفته من اینجوریم میخواستن ازش سوءاستفاده جنسی بکنن و این واقعا در روحیشون تاثیر منفی میگذاره و آمار خودکشی هم بینشون بالاست و حقیقت امر اینه که چون طرفدار هم زیاد دارن برای انجام رابطه جنسی ، برخیشون از این حالت خاص استفاده میکردن و درآمدی داشتن که رئیس ج.مهور هم به خواب نمیدید این میزان درآمد رو ! یعنی بعضی با رابطه های جنسی و بعضی با اخاذی جنسی. مورد واقعی :
یه بار یکیشون رو به جرم ولگردی گرفته بودن آورده بودن اداره . این هی میخواست بره ( همه شون میدونستن به راحتی از اداره میرن بیرون چون قانون براشون تعریف نشده و نمیشه هم در بازداشتگاه زنانه یا مردانه نگهشون داشت و اگر میگفتی چرا با مردها میرین میگفتن چون مردیم و اگر میگفتی چرا با زن ها میرفتین میگفتن چون زنیم خب!) خلاصه از احوالاتش که جویا شدیم گفت من توی این یکساعت به راحتی میتونستم 50 هزار تومن درآمد داشته باشم و شما نذاشتین ! مورد واقعی 2 : یکیشون طرز کارش رو اینطوری تعریف کرد که ما میریم کنار خیابون و ماشینهای خوب رو انتخاب میکنیم ( که کم هم برامون وای نمیستادن) بعد از طی مسیری میگفتیم دوجنسه ایم و طرف یا مجبور بود برای حفظ آبروش پول بهمون بده تا پیاده شیم یا طلبه بود و باز هم کلی پول میداد تا بریم خونش ! به هر حال همیشه پولشون نقد بود ...
خلاصه که کلا این افراد آدمهای غمگینی ان که چون چند تا شون از سیستم بدنشون سوءاستفاده کردن انگ هرزه به تمامشون خورده و هر جاصحبت میشه همه یاد تخت طاووس و مطهری میوفتن و دوجنسه های اونجا که معروف خاص و عام بودن . در صورتی که واقعا اینطور نیست و اونهام از سر ناچاری به این کار روی آوردن و یه بار یکیشون میگفت خوب شما بگین من چیکار کنم اگر این کار رو نکنم که از گشنگی میمیرم و اینکه کی از من حمایت میکنه مگه من خوشم میاد اینطوری تو خیابون ولو باشم منم دوست دارم مثل بقیه زندگی کنم ولی نمیتونم....
قبل از ماجرای زن عراقی دوتا از این دوجنسه ها رو گشت ارشاد آورده بود اداره البته با مانتو و روسری بودن و به جرم بدحجابی گرفته بودنشون که بهشون گفته شد برن پزشکی قانونی و یه برگه مبنی بر حالت خاصشون بگیرن بذارن تو جیبشون تا گشت های پلیس گیر ندن بهشون . فرداش که من دیدمشون با تیپ کاملا پسرونه وایستاده بودن دم پزشکی قانونه و جریاناتی که گفتم .
آها اینم بگم که برخی افراد هستند که اینها دوست ندارن در حالت خودشون باشن . مثلا پسره نمیخواد پسر باشه و لباس زنونه میپوشه و ماتیک و سرخاب میزنه و به قول معروف اوا خواهری هستند که اینها یک نوع بیماری روانی دارن که ریشه در کودکیشون داشته به این صورت که مثلا مامانه دلش دختر میخواسته پسر گیرش میاد و اینم بر میداره لباس دخترونه به پسرش میپوشونه و میبرتش مجالس زنونه تا عقده هاش خالی شه و خلاصه پسره بدبخت اختلال شخصیتی پیدا میکنه و فکر میکنه واقعا دختره ! که اینها رو هم اجتماع به رسمیت نمیشناسه و به منم هیچ ربطی نداره ! حتی یه بار هم یکیشون برق لب زده بود که بچه ها کلی بهش خندیدن . ( من فقط تو اون جمع به صورت علمی میدونستم دردش چیه بنده خدارو . )
ستاره چشمک می زنه ماه به تو لبخند می زنه
یواش یواش صبح می رسه خورشید بهت سر می زنه
دلم حالا تو آسمون واسه دلت پر می زنه
یکی یکی خونه ها رو به عشق تو در می زنه
منتظره باز دوباره دست توی دستت بذاره
کلبه ی خاطراتشو قشنگتر از قبل بسازه
ساحلو تو دریا برات هی آب و جارو می کنه
گوش ماهی پیدا می کنه باهاش یه جادو می کنه
جزیره رو تو یه نگاه به زیر پات گل می کنه
از این همه قشنگیتم آفتابو حیرون می کنه!!!
4/اردیبهشت/1389
22:37:20
*** جادو ***
...نارین...
کسی نمی خواد منو بفهمه ،کسی نمی خواد دلم بخنده
کسی نمی خواد پیشم بشینه،کسی نمی خواد منو ببینه
دوباره حسرت دوباره خستم،فقط با گریه پرامو بستم
شکسته بودن پر سیاهم ،نشسته بودم توی خیالم
پرم نچسبید به بال سردم ،گمان می کردم یه آه سردم
خدا دوسم داشت بهم یه پر داد ،منم گذاشتم اسمشو* پرداد*
بازم تونستم با پر نازم برم رو ابرا ،هرجایی خواستم برم ببینم حتی رو دریا
پرم سیاهه که این سیاهیش تو شب قشنگه ،مثل ندیدن تو نور یه رنگه
همیشه خواستم یه رنگ بمونم از تهه قلبم تورو بخونم
پر سیاهم بهم نشون داد رنگ یه رنگی تا هر جا هستم واست بخونم تویی یه رنگی...
18/فروردین/1389
14:31:10
*** پر سیاه ***
...نارین...
جبرگرا
همه ی موجودات زنده بخصوص انسان ها یکبار فرصت زندگی کردن در این جهان را دارند حال این انسان ممکن است از این فرصت خوب استفاده کند یا بد...
همه ما انسان ها میدانیم که خداوند متعال ما را آفریده است و امور و برنامه ریزی جهان در دست اوست هیچ کاری در جهان بدون خواست و اراده ی او صورت نمیگیرد حتی اگر خود انسان بخواهد.
جمله ی (هیچ کاری بدون خواست و اراده ی خدا صورت نمیگیرد) مسئله ای شده است که عده ای از انسان ها در کل مخالف این جمله هستند این دسته از انسان ها هعتقاد دارند که (هیچ کاری در جهان بدون خواست و اراده ی انسان صورت نمیگیرد).
برای این دسته از آدم ها متاسفم که قدرت خدای بلند مرتبه را زیر سوال میبرند.
خداوند از قبل آینده ی انسان ها را مشخص کرده است و هر انسانی سرنوشتی دارد و خواهد داشت.
تقدیر ما انسانها تغییر پیدا نکردنی است.
شاید تقدیر تو این باشد که فردا صبح از دنیا بروی مطمئن باش این کار به هیچ عنوان تغییر نمیکند حتی اگر ساعت ها دست به دعا شوی.
وقتی کسی از خیابانی در حال عبور کردن است در بین راه ماشینی به او برخورد میکند در واقع تصادفی رخ میدهد آن شخص جان خودش را از دست میدهد حال سوالی که برایمان پیش میاید این است که:
آیا این تصادف بر اساس بی توجهی و سهل انگاری شخص صورت گرفت یا بر اساس خواست و اراده ی خداوند رخ داده است؟
نظر من این این است که این تصادف بر اساس خواست و اراده ی خداوند صورت گرفت چون شیشه ی عمر آن شخص در بین راه شکست و صلاح نبود که بیشتر زنده بماند.
اما عده ای معتقدند که این تصادف براساس بی توجهی و سهل انگاری شخص به وقوع پیوست و خواست و اراده ی خدا در این تصادف نقشی نداشته است.
شراگیم
آرزوی یک خانم خوشگل
خانم زیبایی در مهمانی شـلوغی دسـت از سـر انشـتین بر نمیداشـت هر جاییکه میرفت همراه او بود و مرتب از او تعریف می کرد.اینشـتین سـر انجام مؤدبانه پرسـید.
ــ خانم ممکن اسـت بفرمائید با من چی کار دارید؟
ــ من آرزویی دارم که می خواهم شـما آنرا برآورده کنید.
و بازوی انشـتین را گرفت و به گوشـهء خلوتی برد و گفت:
ــ اقای انشـتین من دلم می خواهد از شـما بچه دار شـوم.
ــ ازمن ؟ برای چی؟
ــ برای اینکه فکر میکنم بچه ما اگر خوشـگلی را از من و هوش و نبوغ را از شما به ارث ببرد یک موجود استـثـنائی جهان خوا هد شـد.
اینشتین تحملی کرد وگفت:
ــ خانم آیا هرکز فکر کرده اید که اگر آن کودک هوش شـما و شـکل مرا به ارث ببرد چه موجود بدبختی خواهد بود؟
مردی که حسـاب نمی دا نسـت
وقتی انشـتین به دا نشـگاه پرینسـتون آمد روزی رئیس دانشآگاه او را به دفترش خواست و گفت:
ــ اقای پروفسـر امروز می خاسـتم درباره حقوق ماهانه با شـما صحبت کنم لطفا بفرمایید ماه چقدر ماهانه بشـما در نظر بگیریم؟
اینشتین چند لحظه تأمل کرد و گفت:
ــ من و زنم با ماهی هشـتاد و پنج دلار امورات مان میگذرد
رئیس دانشـگاه با تعجب پذیرفت
روز بعد زن انشـتین هراسـان به دفتر او مراجعه کرد و خواسـتار دیدار وی شـد. رئیس او را پذیرفت و زن اسـتاد با پریشـان حالی گفت:
ــ آقای رئیس ما فقط ماهی دوویسـت و پنجاه دلار کرایه خانه می پردازیم.
ــ اما خانم عزیز شـوهر تان خودش این مبلغ را پیشـنهاد کرد.
زن سـری با تاسـف تکان داد و گفت:
ــ آقا ... این شـوهر بدبخت من اصلاً حسـاب سـرش نمی شـود. جمع و تفریق بلد نیسـت. صورت خرج خانه را من مینویسـم و جمع و تفریق میکنم تازه این در صورتی اسـت که او گاهی از پول خورد های که من قایم کرده ام کش نرود و برای خودش آب نبات چوبی و شـکلات کشی نخرد.
جهت یابی اسـتاد
اسـتاد انشـتین در خیابان اصلی دانشـگاه به داکتر«هارولد اوری» بر خورد. مدتی با هم حرف زدند و از کنفرانس آینده اسـتاد صحبت کردند. وقتی میخواسـتند از هم جدا شـوند. ناگهان انشـتین پرسـید.
ــ راستی اوری ما وقتی به هم رسـدیم من از کدام طرف می آمدم؟
ــ از طرف مقابل. برای چی؟
ــ خوب شـد خیالم راحت شـد.فهمیدم که ناهارم را خورده بودم و داشـتم بر میگشـتم به دفترم.
سلام دوستان
بعد از چند ماه دوری دوباره اومدم و این دفعه سعی می کنم با مطالب متفاوت تر در خدمت شما باشم
روح، موجودی مجرد است و جسم و قابل قسمت نیست و حیات و فعالیت اعضای بدن، به او متکی است. واژه روح در قرآن در سورهها و آیات متعددی تکرار شده است و متبادر از آن، همان موجودی است که مبدأ حیات و زندگی است و آن را منحصر به انسان و یا انسان و حیوان ننموده است، بلکه آن را در غیر انسان و حیوان نیز اثبات نموده است مثل آیه مبارکه: "...فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجابا فَأَرْسَلْنا اِلَیها رُوحَنا"1. "..مریم میان خود و آنان حجابی افکند و در این هنگام، ما روح خود را به سوی او فرستادیم".
و آیه مبارکه: "وَ کَذلِکَ أَوْحَینا اِلَیکَ رُوحا مِنْ أَمْرِنا"2. "همانگونه(که بر پیامبران پیشین، وحی فرستادیم) بر تو نیز روحی را به فرمان خود وحی کردیم". و آیات دیگر. پس برای روح، مصداقی در انسان هست و مصداقهای دیگری نیز در برخی موجودات دیگر. این دو آیه و آیات دیگر به صراحت دلالت بر وجود روح در انسان و برخی موجودات دیگر غیر از انسان به معانی مختلف وجود دارد از جمله آیاتی که به صراحت دلالت بر این دارد که مراد از روح، تنها روح انسانی است، آیه مبارکه زیر است:
"یسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی"3. "از تو (ای پیامبر) راجع به روح میپرسند، بگو روح از کار خدا است و به شما جز اندکی از علم داده نشده است". در این آیه گرچه روح، مطلق آورده شده و لکن از قرائن موجود در آیه، استفاده میشود که مراد از روح مورد سؤال، روح انسانی است که به امر خدا انجام گردیده است. بنابر عقیده بیشتر مفسّران در آیه بالا روح به معنای روان و عامل حیات بهکار رفته است4. مفسّر بزرگ اهل سنت "شیخ ابوالفتوح رازی" در تفسیر "روحالجنان"5. در ضمن بیان اقوالمختلف در مورد مفهوم و معنای روح میگوید: "آنچه در این آیه مورد سؤال قرار گرفته، روح آدمی است که قوام حیات به آن است و آدمی به آن زنده و با فقدان آن انسان زنده نمیماند".
مرحوم شعرانی در حاشیه تفسیر رازی چنین بیان میکند: "تفسیر روح با این مفهوم درستتر به نظر میآید که سؤال از وجود روح و حقیقت آن از دیرباز میان ملل جهان متداول بود، خاصّه یهود و مخصوصا آن جماعت از یهودیان که با فلاسفه آمیخته و از عقاید و اختلافشان درباره روح، اطلاع یافته بودند، تعجّب بشر درباره روح از آن است که میبیند قدرتی است بر خلاف طبیعت و گوئی بر ضدّ آن در نبرد است و گوشت و پوست و استخوان را چون به خود رها کنند زود پوسیده و متعفّن و پراکنده میگردد و روح، او را سالها از فرسودگی و تعفّن، نگاه میدارد و به حرکت و سخن میآورد و تعقّل و ادراک میکند و اینها هیچیک، کار جسم نیست، جسم، سنگین است و سوی پائین میل دارد و روح بر میجهد و جسم را میجهاند.
"حال پس خود روح از چه مبدأ و منشأ است؟ خداوند جواب داد که مبدأ آن از فرمان خدا است و مانند نور خورشید بر ابدان تابیده و اگر فرمان الهی نبود و از ورای عالم طبیعت، دستوری نرسیده و فروغی نتافته بود، همه چیز جامد بود و صامت".
تفسیر آیه "وَ ما اُوتِیتُمْ مِنَ العِلْمِ اِلاّقَلِیلاً". "شما آدمیان جز اندکی که از علم، نصیب ندارند". این است که روح از دیدگاه قرآن، موقعیتی در عالمِ وجود دارد و آثار و خواصی در این عالم، بروز میدهد که بسیار بدیع و عجیب است و شما از آن بیخبرید!
مرحوم "بحرانی" مؤلف تفسیر "برهان" در تفسیر آیه فوق از حضرت امام باقر علیهالسلام نقل میکند که فرمود: "معنای آیه، این است که جز تعداد کمی از بشر؛ از روح، آگاهی ندارند".
استاد معظّم علامه فقید، سید محمد حسین طباطبائی قدسسره در تفسیر "المیزان"6 مینویسد: "کلمه روح به طوری که در لغت معرفی شده، به معنای مبدأ حیات است که جاندار به وسیله آن قادر بر احساس و حرکت ارادی میشود ولی مراد از روح در این آیات همان روح و نفس به نام "نفس ناطقه" میباشد که در کالبد همه افراد انسانهای موجود، وجود دارد. و وجود آن از ناحیه خدا و وابسته به او است". چنانکه در آیه دیگر میفرماید: "..اِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئا أَنْ یقُولَ لَهُ کُنْ فَیکُونُ"7. "فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن میگوید: موجود باش! آن نیز بیدرنگ موجود میشود". از این آیه معلوم میشود که:
1. امر خدا یعنی ایجاد هستی و وجودی است که از ناحیه خداوند به روح متعلّق شده و این موجود، وابسته به خداست و به امر او پیدا شده نه علل و اسباب دیگری.
2. موجودی به نام روح، وجود دارد و به همین مناسبت حضرت مسیح علیهالسلام به عنوان کلمه خدا و روح او شمرده شده، آنجا که میفرماید: "إِنَّما المَسِیحُ عِیسی بْنُ مَرْیمَ رَسُولُ اللّهِ وَ کَلِمَةٌ أَلْقاها إِلی مَرْیمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ"8. "مسیح، عیسی بن مریم، فقط پیامبر خدا و کلمه اوست که آن را به مریم القاء کرده است و روحی از جانب او است".
خداوند در برخی از آیات روح و جان موجود در انسانها را متعلّق به خود دانسته یعنی تنها از ناحیه او به انسان، عطاء شده است چنانکه در مورد خلقت حضرت آدم علیهالسلام میفرماید: "فَإِذا سَوَّیتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی"9. "هنگامی که کار انسان را به پایان رساندم و در او از روح خود (یعنی یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم". و در آیه مبارکه دیگر چنین وارد شده است: "ثُمَّ سَوّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ"10 "سپس اندام انسان را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید".
در این دو آیه روح، متعلّق به انسان ذکر شده و با کلمه "مِن" آورده شده یعنی مبدأ پیدایش او از ناحیه خداست. و نام این ایجاد را "نفخ" یعنی دمیدن نهاده است11 همچنانکه این کلمه در سایر آیات وارده در این باب نشان دهنده همین واقعیت است: "یلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یشاءُ"12. "وحی را به هر یک از بندگان خویش که بخواهد القاء مینماید". و آیه "ینَزِّلُ المَلائِکَةُ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِهِ"13. "فرشتگان را با وحی به هر یک از بندگان خویش که بخواهد میفرستد تا دلهای مرده را به وسیله آن زنده نماید".
و آیه "تَنَزَّلُ المَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ"14. "فرود آیند فرشتگان و روح(مراد جبرئیل است) در آن شب به اذن خدا با هر کاری که تقدیر خدا در امور مختلف است". چنانکه خوانندگان ملاحظه میکنند، کلمه "من" در همه این آیات میفهماند که روح از جنس و سنخ امر است و آنگاه امر را بیان میکند و میفرماید:
"إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئا أَنْ یقُولَ لَهُ کُنْ فَیکُونُ"15. "فَسُبْحانَ الَّذِی بِیدِهِ مَلَکُوتُ کُلّ شَیءٍ"، "جز این نیست که هرگاه خداوند اراده کند چیزی را، امر کند به او و بگوید باش، پس به وجود میآید".
عالم خلق و عالم امر
به طور کلی در مطالعه آیات قرآنی در جهان آفرینش دو پدیده، جلب توجه مینماید: یکی پدیده "خلق" که در مسیر سلسله علل و اسباب، قرار داشته و بر زمان و مکان، منطبق میگردد و مسیر تکامل را تدریجا میپیماید. دیگری پدیده "امر" که نشان دهنده ارتباط موجودات با خداوند میباشد، در این پدیده، تدریج وجود ندارد و تنها با اراده خداوند بهطور آنی، موجود میگردد و اسباب و وسائل مادّی در آن راه ندارد و در حقیقت پدیده و عالم امر که روح از آن عالم است، عالم موجودات غیر مادی است16.
مرحوم علامه طباطبائی قدسسره در معنای امر در ذیل آیاتی که از تفسیر "المیزان" نقل کردیم، میگوید: امر هر چیز عبارت است از ملکوت آن چیز و برای هر موجودی، ملکوتی و امری است که در آیات 185 و آیه 75 سوره انعام و آیه 4 سوره قدر به آن اشاره شده است. مطابق آیات قرآن هر دو پدیده یعنی پدیده مادی و قابل لمس یعنی "عالم خلق" و پدیدههای امری و مجرد غیر مادی یعنی "امر و خلق" هر دو از جانب خداوند میباشد چنانکه در سوره اعراف آیه 54 میفرماید: "اَلا لَهُ الخَلْقُ وَ الأَمْرُ". "آگاه باشید که آفرینش و تدبیر جهان از آنِ اوست یعنی به فرمان او است".
خداوند این معنی را در آیات دیگر از جمله آیه 59 سوره آل عمران، نیز متذکّر میگردد به این صورت که ابتدا خلقت آدم را ذکر و ارتباط آن را با خاک که یکی از اسباب آن است، بیان، سپس وجود آن را بدون ارتباط به چیزی با تعبیر "کُنْ" یعنی "باش" خاطرنشان میسازد پس کیفیت خلقت آدم به صورت تدریج، انجام پذیرفته ولی نفخ روح به صورت غیر تدریجی و یا پدیده امر به وجود آمده پس روح انسان به امر خداوند موجود گشته است و نظیر این آیه را خوانندگان میتوانند در آیات 12 تا 14 سوره "مؤمنون" مطالعه نمایند.
چنانکه در آیه 59 سوره آل عمران ملاحظه میگردد، قرآن پیدایش پدیده روح را به عنوان کیفیتی متفاوت با مراحل قبلی، معرفی کرده است یعنی جنین در ماههای اول دوره جنینی، دارای حیات و در حال رشد و نموّ میباشد و موقعی که رشد به حدّی رسید که ساختمان قلب، کامل گردید و شروع به طپش نمود و اعضای بدن کامل شد، حیات نباتی جنین تبدیل به حیات عالیتری گردیده، پدیده دیگری به نام روح و نفس، به وجود میآید و از آن تعبیر به کیفیت امری شده است. در روایت وارد از امام سجاد علیهالسلام در تفسیر نورالثقلین17 به این حقیقت اشاره شده که حیات ابتدائی که بیشتر، جنبه نباتی دارد به کیفیت بالاتری که برای تعقّل و زندگی مستقل آماده گردیده، تبدیل میگردد18.
پس؛ از آیات فوق استفاده میشود که روح موجودی محقق و مجرّد از ناحیه پروردگار بوده، جسم نیست زیرا به تعبیر مؤلّف کتاب "رسالةالنفسیة"19 "جسم قسمتپذیر بوده و روح، قسمتپذیر نیست، و روح عَرَض هم نیست زیرا که عَرَض را به خود، قیام نبود و جان، اصل آدمی است و همه اعضاء، تبع وی است، عَرَض چگونه بود...؟"
جالب این است که مؤلّف کتاب "رسالةالنفسیة"، "فضل الله بن حامد حسینی" متوفّای 921هـ.ق. بعد از ذکر مطالب یاد شده، دو بیت شعر فارسی نیز در زمینه مورد بحث چنین سروده است:
سرّی است که جز نهفتنش نیست روان *** دُرّی است نفیس و سفتنش نیست روا
رازی که میان جانِ جانان منست *** دانسته نیست و گفتنش نیست روا
1. جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.
2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.
3. داشتن ... با حیوانات برای مردان لبنانی در صورتی مجاز است که حیوان مورد نظر ماده باشد. در صورتیکه فردی در حال ... با حیوان نر دستگیر شود مجازاتش مرگ است.
4. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.
5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.
6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
7. در تایلند همه سینما رو ها مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.
8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک مردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.
9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از
خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.
10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.
11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.
12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلیت سریال ممنوع بود.
13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.
14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.
15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.
16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.
17. در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد، اعدام می شد.
18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.
19. در 24 ایالت آمریکا ضعف جنسی عامل اصلی طلاق است.
20. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.
21. در انگلستان، سر لاشه هر نهنگی که پیدا شود متعلق به پادشاه است و دم آن متعلق به ملکه.
22. در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.
23. در ویکتوریای استرالیا پوشیدن شلوارک های صورتی تحریک آمیز در غروب های شنبه ممنوع است.
24. در ویکتوریای استرالیا، تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق را دارند.
25. در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوی عکس ملکه، نشانگر خیانت و پیمان شکنی با سلطنت است.
26. در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعی را دارند.
27. در واشنگتون، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.
28. در منطقه کنورسویل ویسکانسین آمریکا، مردان در هنگام اوج لذت شهوانی (ارگاسم) همسرانشان حق تیراندازی ندارند.
29. در اوهایو آمریکا, ماهیگیری در زمان مستی ممنوع است.
30. در اندونزی مجازات استمنا, مرگ است.
31. در بخش اروکای ایالت نوادا، بوسیدن زنان توسط مردان سبیلو ممنوع است.
32. در میامی آمریکا، تقلید کردن رفتار جانواران ممنوع است.
33. در لوای آمریکا، بوسیدن بیش از 5 دقیقه مجاز نیست.
34. زمانی در کشور سوئیس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب می آمد.
35. در روآتای ایتالیا، عبور افراد غیر مسیحی از 20 متری کلیسا ممنوع است. اما عبور بزرگراهی از فاصله 15 متری کلیسای آن منطقه موجب دردسر پلیس شده بود، زیرا امکان توقف خودرو ها در آن منطقه بزرگراه برای چک کردن مسیحی بودن یا نبودن شان وجود نداشت.
36. در سوئیس داشتن یک پناهگاه برای شهروند الزامی است.
37. در منطقه هستینگ نبراسکا, قانون می گوید هتلداران باید پیراهن سفید تمیز برای خواب به هر یک از مهمانان بدهند. هیچ زوجی هم حق ندارد تا قبل پوشیدن این لباس ها ... داشته باشد.
38. در بحرین پزشکان حق ندارند در هننگام معاینه به آلت تناسلی زنان مستقیم نگاه کنند، اما اجازه دارند تصویر آنرا در اینه ببینند.
39. در لینوئیس آمریکا دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است.
40. در منطقه ترمونتون یوتا در آمریکا, زنان حق ... با مردان در آمبولانس را ندارند و در صورت انجام این کار گناهکار شناخته شده و نامشان در روزنامه محلی درج شود.
انسان = خوردن + خوابیدن + کار کردن + لذت بردن
الاغ = خوردن + خوابیدن بنابراین:
انسان = الاغ + کار کردن + لذت بردن
یا:
انسان – لذت بردن = الاغ + کار کردن
که بدین مفهوم است که انسانی که لذت نمی برد معادل الاغی است که کار می کند
*معادله دوم:*
مرد = خوردن + خوابیدن + پول درآوردن
الاغ = خوردن + خوابیدن
بنابراین: مرد = الاغ + پول درآوردن (1)
یا:
مرد – پول درآوردن = الاغ
که بدین مفهوم است که مردیکه نمی تواند پول دربیاورد مثل الاغ است.
*معادله سوم:*
زن = خوردن + خوابیدن + خرج کردن
الاغ = خوردن + خوابیدن
لذا:
زن = الاغ + خرج کردن (2)
یا:
زن – خرج کردن = الاغ
به بیان دیگر زنی که نتواند خرج کند الاغ است
*نتیجه: * از معادله 2 و 3 نتیجه می شود که:
مردی که نمی تواند پول در بیاورد مساوی زنی است که نمی تواند خرج کند.
بنابراین مردان با پول در آوردن اجازه نمی دهند تا زنان الاغ شوند و همینطور
زنانی که پول خرج می کنند نمی گذارند مردانشان الاغ شوند.
به علاوه از نتایج (1) و (2) در معادلات دو و سه خواهیم داشت:
مرد + زن = الاغ + پول در آوردن + الاغ + خرج کردن
و یا :
مرد + زن+ پول در آوردن + خرج کردن = الاغ * 2
که بدین مفهوم است که مرد و زن با هم اگرررررر بتونن پول در بیارن که خرج کنن ، میتونن مثل دو تا الاغ در کمال خوشی زندگی میکنند ؟؟؟؟
![]() |
![]() |